|
مثل یک قطره اشک از چشمانم افتادی
به همین راحتی؟؟!!!
موندنو بودن با تو نه دیگه تکرار نمیشه به خدا جهنمم جایی واسه تو نداره
*بروپی کارخودت*
بی اعتمادی تا این حد؟ بی تعصبی تا این حد؟ بی ارزشی تا این حد؟ بی غیرتی تا این حد؟ دهن بینی تا این حد؟ بد دهنی تا این حد؟ خوبه میشناختیم و میدونستی که....! پس سهم من چی میشه؟ از همه ی خاطراتم از همه ی عشق و علاقه ی بی دریغ ام از احساس پاک و بی آلایشم از همه ی اون لحظه هایی که به یاد تو گذشت از همه ی دل تنگی هام بی قراری هام دیگه برو ،برو پی کارت! فهمیدی؟ نمیخوام ریختتونو ببینم!مرتیکه بی تعصب!!!!!!!!!!! حیف اونهمه اشکهایی که واست ریختم...حیف اون دغدغها هایی که به خاطرت تحمل کردم حیف محرومیتی که به خاطرت به گردن کشیدم...حیف صداقتی که داشتم،حیف رازهایی که...حیف غرورایی که شکستی
منتظرم برای رهیدن.برای ...
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 1:16  توسط ღღღღ شیواღღღღ
|
كاش همچون حوا
دلتنگی ام را پا برهنه قدم می زنم با زمین هم کنار نمی آید تاول این انگشت ها کفش تو تنگ است برای تنهایی کوچک پاهایم مثل گریه ی بی صدا میشکنم
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 14:6  توسط ღღღღ شیواღღღღ
|
|
|